دنیای کیفی دنیای ایده آلی است که در ذهن خود تصویر آنرا داریم.

عکس دنیای کیفی

دنیای کیفی ذهن من، بخش کوچک و برگزیده از کل حافظه من است.این دنیایی است که هم اکنون می خواهم.این دنیایی است که باور دارم باید داشته باشم و گرنه نیازهای من برآورده نمی شود.

زمانی که مشغول تصمیم گیری هستم تصویری مرا راضی می کند که به طور موقت آن را در دنیای کیفی ام قرار دهم. اما اگر مشخص شود که چیزی نیست که نیاز به نگهداری داشته باشد آن را حذف می کنم.

برای حفظ اعتماد به نفسمان دوست داریم در مورد تصاویر روزهای خوب گذشته صحبت کنیم.تصاویری که آن ها را زمانی که جوان و تاثیر گذار بودیم در دنیای کیفی مان ذخیره کرده ایم.

اما زمانی که تصاویر دنیای کیفیم دیگر آن گونه که من دوست دارم نیازم را برآورده نمی سازد، معمولا به دنبال تصویری جدیدتر و راضی کننده تر خواهیم گشت که با آن جایگزین کنیم.

هنگامی که ما تصاویر مهم را تغییر می دهیم، در واقع زندگی مان را تغییر داده ایم.

تصاویر در دنیای کیفی

برای هر نیاز باید حداقل یک تصویر داشته باشیم.
تصاویر دنیای کیفی ما لزوما معقول نیستند.تنها کاری که تصاویر انجام می دهند برآوردن نیازی است که فرد در هر لحظه به آن بیش ترین اهمیت را می دهد.

در دنیای کیفی برای افراد نقشهایی در نظر می گیریم که اگر آنها آنرا انجام ندهند ممکن است هم خودشان و هم تصویر ساخته شده در دنیای کیفی را عوض کنیم.

تصاویر دنیای کیفیتان نشان گر زندگی است که می خواهید داشته باشید.

اگر این زندگی، افرادی واقعی را در بر می گیرد که تمایلی به اجرای نقش خاصی که شما در دنیای کیفیتان برایشان در نظر گرفته اید ندارند، ممکن است برای تغییر آنها در گیر جدالی سخت و طولانی شوید.

تغییر تصاویر در دنیای کیفی به وسیله گفتگو نه اجبار

انسان که موجود متفکری است نسبت به دیگر مخلوقات، در تغییر این تصاویر توانایی بیشتری دارد.

شوهران، زنان و خانواده هایی که باهم کنار نمی آیند، همیشه تصاویر بسیار متفاوتی از نحوه برآورده شدن نیازهایشان توسط دیگری در ذهن دارند.

آسان نیست که بخواهیم تصاویر خود را تغییر دهیم، اما مجاب کردن دیگران برای تغییر دادن تصاویرشان از آن هم سخت تر است.
برای تغییر یک تصویر، لازم است آنرا با تصویر دیگری که تا حد معقول راضی کننده باشد، جایگزین نماییم.این کار تنها از راه گفتگو و سازش امکان پذیر است و اجبار کارساز نخواهد بود.

در اکثر روابط، حتی روابط خوب، مدام سعی میکنیم که دیگری را مجبور کنیم کاری را که ما میخواهیم انجام دهد.

روابط در دنیای کیفی

افرادی که با هم زندگی میکنند باید یاد بگیرند که غیرممکن است دو نفر یک تصویر مشابه در ذهن داشته باشند.

هیچ دو نفری نمی توانند زندگی مشابهی داشته باشند و اگر چه همه ما توسط نیازهای مشابهی برانگیخته می شویم، حتی این نیازها نیز معمولا از لحاظ قوت از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

موفقیت ما به عنوان یک زوج این است که تا چه حد می توانیم درمورد تصاویر خاصی که این نیازها را ارضاء می کند به توافق برسیم.

موفقیت چیست؟

موفقیت یعنی توافق بر سر تصاویر موجود در دنیای کیفی هر شخص و پیدا کردن تصاویر مشترک و سهیم شدن در تصاویر مشترک و تحمل تصاویر غیر مشترک.

برای تغییر دادن تصاویر دیگران باید به دنبال پیدا کردن تصاویر مشترک باشید.

تنها راه حفظ یک رابطه در زمانی که تصاویر بسیار متفاوت است، آن است که تلاش کنید یک یا تعداد بیش تری تصویر جدید بیابید که بتوان به اشتراک گذاشت.همچنین سعی کنید تصاویر قدیمی که زمانی هر دوی شما را راضی می نمود، دوباره به اشتراک بگذارید.

هر چه بهتر با دیگران کنار بیاییم، تصاویر مشترک بیش تری را رفته رفته به اشتراک خواهیم گذاشت.
متقاعد کردن افراد به تغییر تصاویرشان همیشه زمان بر است.

راه ماندن با دیگران و برقرای ارتباط موثر این است که باید زمانمان را صرف لذت بردن از تصاویر مشترک کنیم و همیشه به دنبال تصاویر مشترک جدید بوده و تصاویر غیر مشترک را بپذیریم یا حداقل تحمل کنیم.

تصاویر مشترک در دنیای کیفی

تصاویر جدیدی که در ذهن جایگزین می کنیم معمولا با تصاویر قدیم در تضاد هستند که این باعث تعارض می شود.

بهترین راه برای تغییر تصاویر قدیم پرسیدن این سوالات است:

چرا باید در این وضعیت بمانم؟ چگونه می توانم فعالانه به دنبال تصاویر بهتر بگردم؟

جواب به این سوالات بهترین انتخابها را برای ما به دنبال دارد.
تنها راه تغییر تصاویر قدیم به جدید، جایگزین کردن آنها با تصاویری است که به خوبی از عهده برآورده ساختن همان نیازهای اساسی بر می آیند.

از آنجا که افراد نمی توانند این تصاویر را جایگزین نمایند، درد بسیاری را متحمل شده و گاهی یک عمر بدبختی را انتخاب می کنند.

چگونه وقتی کسی یا موقعیتی که سالها نیازمان را برآورده است از دست می دهیم با آن کنار بیاییم؟

فرض کنید یکی از عزیزانتان یا یک موقعیت شغلی را از دست داده اید. چه بر سر آن تصویر خواهد آمد؟

چون در دنیای واقعی آن تصویر از بین رفته ولی در دنیای کیفی هنوز آن تصویر وجود دارد.به همین دلیل زجر کشیدن را انتخاب می کنیم.

ولی به مرور زمان متوجه می شویم حفظ تصویر در جای قبلی باعث اندوهگین شدن ما می شود و می پذیریم هیچ کاری از دست ما ساخته نیست پس باید تصاویر ذهنی یمان را نادیده بگیریم.

در دنیای کیفیمان تصاویری است که دوست داریم در آن زندگی کنیم. بعضی مواقع تصاویری انتخاب می کنیم که از نظر دیگران مخرب یا غیر منطقی است ولی از نظر خودمان کاملا منطقی است.

چون در دنیای کیفی مان تصاویری نداریم که به ما صدمه بزند، آنها را انتخاب می کنیم. مثلا گاهی شکست را انتخاب می کنیم زیرا به نظرمان این شکست ما را به پیروزی و هدفمان نزدیکتر می کند و این به دلیل آن است که هیچ دو نفری تصویر مشترکی از موفقیت در ذهن ندارند.